همه شب درین امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام اشنایی بنوازد اشنا را
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 7:8 توسط مادامین
|
سلام
دلم می خواد بازم چیز بنویسم.یواش یواش دارم (ادامه...)
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 23:39 توسط مادامین
|
سلام
اومدم بگم می خوام برم پیش خدا و درد دل کنم.تا حالا هر اتفاقی افتاده بود به چیزی نگرفتم.اما دیگه فکر می کنم دارم از خدا هم دور می شم . می خوام برم همه چی و بگم.می دونم می دونه..اما گفتن یه چیز دیگه است.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 23:39 توسط مادامین
|
سلام
دلم می خواد از زبون (ادامه...)
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 1:45 توسط مادامین
|
کشتی محکم است و نا خدا ماهر و کار کشته ، اما تشویش در معده ی خود توست.
منبر بشریت قلب خاموش اوست نه عقل هیاهو گرش....
در یا را جزرو مدی است و ماه را هلال و بدری و زمان را تابستان و زمستانی.اما حق تغییر و تبدیل نمی پذیرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 0:0 توسط مادامین
|
هیچ گاه نخواه هدایت کننده باشی..هدایت کننده خداست ،تو متذکر باش.
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:7 توسط مادامین
|
اطمینان این هست که آدمی هر گز کاری را انجام نمیدهد،مگر آن که به فهم آن قادر باشد.درک کردن همان احساس قدرت به عمل است.<< هر چه بیشتر انسانیت را به عهده گرفتن>> عنوان خوبی است.
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:11 توسط مادامین
|
دوست می داشتم به تو لذتی بدهم که ناکنون هیچ کس به تو نداده است.اما در ضمن که مالک این لذتم نمی دانم که چگونه آن را به تو بدهم. می خواستم با چنان صمیمیتی ترا خطاب کنم که هیچ کس تاکنون نکرده باشد.می خواستم در این ساعت شب به جایی بیایم که تو در آن جا چه بسا کتاب ها را پی در پی می گشایی و می بندی و در هر یک از آن کتاب ها چیز هایی را جستجو می کنی که تاکنون در نیافته ای .به جایی که تو هنوز در آن منتظری به جایی که شوق تو از احساسی ناپایدار در شرف تبدیل به اندوه است.جز به خاطر تو نمی نویسم.و برای تو نیز به خاطر این ساعات .می خواستم چنان کتابی بنویسم که در آن هر گونه فکر و هر گونه تاثر فردی از نظر تو پنهان بماند. بپنداری که در آن جز پرتو ی از شور و حرارت خویشتن نمی بینی .می خواستم خود را به تو نزدیک کنم و تو مرا دوست بداری.
+
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 23:23 توسط مادامین
|