توی تمام تجربیات زندگی ام دردناک ترین چیزی که دیدیم تهمت بود.آن قدر که می توانست دنیا را تبدیل به زندانی تحمل نا شدنی کند.تردید گذر گاه ترسناکی بود که گوئی موجش را شیطان می فرستد..اما آنچه بیشتر از متهم شدن مرا می ترساند این است که خودم قضاوت ناصحیحی بکنم و یا باعث شوم دیگری قضاوت ناصحیحی بکند..جز خدا چه کسی می تواند به آدم کمک کند.برای آنچه نمی دانم چرا باید حکم برانم؟ برای آنچه موجب آزارم می شود و درست نمی دانم باعث اش کیست بی دلیل نمی توانم باعثی بسازم...و امیدوارم خدا این صبر را به من بدهد تا از قضاوت نا صحیح مصون بمانم و همیشه جائی برای این بگذارم که شاید خدا چیزی می داند که من نمی دانم. ...وباز امیدوار باشم که روزی دلایل کافی برای قضاوت را به من بدهد.
خدایا اگر لغزشی در زبان من بوده و هست مرا ببخش و از این که سخنم ابزاری برای شیطنت شیطان باشد مصونش بدارو آن را از سخنان ناپاک قرار مده.